یا می‌کشی یا می‌میری

غربی‌ها اعتقاد دارند که بازمانده دو تمدن بزرگ روم و یونان باستان هستند. دو متمدنی که هر کدام ویژگی‌هایی داشتند که در این جا به بخشی از آن‌ها می‌پردازیم تا ببینیم غربی ها چقدر به میراث اجدادشان پایبند بوده اند و از دو تمدن بزرگ غرب چه بهره ای برده اند.
تمدن یونان باستان اندیشمندان و فیلسوفان زیادی دارد از جمله سقراط افلاطون و ارسطو. سقراط بزرگ‌ترین اندیشمند تمدن یونان باستان است که به خاطر اعتقاداتش توسط خود یونانی‌ها کشته شد. با اینکه در یونان علم و فلسفه و اندیشه جایگاه ویژه‌ای داشت اما فساد اخلاقی هم بسیار گسترش داشت. اخلاقیات در یونان باستان اصلاً رعایت نمی‌شد و سقراط هم با همین موضوع بسیار جنگید که عاقبت هم کشته شد.
اکنون وقتی به دنیای غرب نگاه می‌کنیم می‌بینیم که این وارث یونان باستان بیشتر از اندیشه و فلسفه یونان وارث فساد اخلاقی آن بوده است. کار فساد اخلاقی در غرب آنقدر بالا گرفته است که عده‌ای با آن تجارت پر سودی راه انداخته‌اند. فساد اخلاقی غرب توسط سیاستمداران و سرمایه داران غربی به خارج از غرب هم صادر شده است. کشورهای آسیایی و آفریقایی قربانی فساد اخلاقی غربی‌ها شده‌اند. فساد اخلاقی برای کشورهای آسیایی و آفریقایی ثروت نیاورده است بلکه آن‌ها را به انواع بیماری‌ها از جمله ایدز مبتلا کرده است. تا جایی که در بعضی از کشورهای آفریقایی تا ۸۰ درصد مردم مبتلا به ایدز هستند و فرهنگ و اقتصاد و هنر و علم در این کشورها از بین رفته است.
روم باستان تمدن دیگری بوده است که غربی‌ها خودشان را وارث آن می‌دانند. این تمدن بسیار بزرگ بود اما این بزرگی با علم و هنر و فکر به دست نیامده بود بلکه برای بزرگ شدن روم هزاران جنگ ایجاد شده بود که در آن‌ها میلیون‌ها انسان کشته شده بودند. امپراتورهای روم علاقه زیادی به کشتن داشتند. آن‌ها به خودشان حق می‌دادند که غیر رومی‌ها را نابود کنند و سرزمین آن‌ها را تصرف نمایند. یکی از این امپراتورها نرون بود که به خون‌خواری مشهور بود و از کشتار خسته نمی‌شد.
بزرگ‌ترین نمادی که از روم باستان به جا مانده است یک استادیوم بزرگ به نام کلوزیوم است که سالانه میلیون‌ها نفر از آن بازدید می‌کنند. در این استادیوم مسابقه ورزشی برگزار نمی‌شد. در این استادیوم نمایش‌هایی اجرا می‌شد اما نه نمایش نری و فکری بلکه نمایش قتل و خون‌ریزی و وحشت. در کلوزیوم صدها هزار نفر کشته شده‌اند و خاک آن با خون انسان‌ها بسیاری رنگین شده است.
کلوزیوم توسط امپراتورهای روم ساخته شد تا در آن قدرتشان را به نمایش بگذارند و با مرگ انسان‌ها مردم را سرگرم کنند. این استادیوم محل مبارزه گلادیاتورها بود.
حتماً فیلم گلادیاتورها را دیده‌اید. گلادیاتورها نمادی از روم باستان است. در این محل برده‌ها و جنگجوهای اسیر شده را وادار می‌کردند تا با هم مبارزه کنند و همدیگر را بکشند. هر کس که در انتها زنده می‌ماند آزاد می‌شد. در کلوزیوم انواع حیوانات وحشی مثل شیر و ببر را گرسنه نگهداری می‌کردند و بعد آن‌ها را به جان گلادیاتورها می‌انداختند و مردم از دیدن خورده شدن جنگجوهای بیچاره فریاد شادی می‌کشیدند.
در تاریخ روم گلادیاتورهای زیادی وجود دارد از جمله اسپارتاکوس که یک برده شجاع بود که سال‌ها گلادیاتور بود اما بعد ارتش برده‌ها را درست کرد و به جنگ امپراتوری روم رفت. اما گلادیاتور دیگری هم بود که برده نبود او شخص امپراتور روم بود. نامش کومودیوس بود که یک امپراتور خون‌خوار بود. کومودیوس از کشتن انسان‌ها لذت می‌برد برای همین قدرم در کلوزیوم گذاشته بود. او با ترفندها و حیله‌های مختلف گلادیاتورها را نابود می‌کرد. کومودیوس یکی از خون خوارترین گلادیاتورهایی بود که بر صحنه کلوزیوم روم ظاهر شد؛ کسی که بی رحمانه گلادیاتورهای تیم‌های رقیب و حتی هم تیمی‌های خود را از لب تیغ می‌گذراند و هرگز از این همه کشتار بی رحما نه احساس پشیمانی نکرد. او معتقد بود انسان در جهانی زندگی می‌کند که تنها راه برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی در آن از بین بردن تمام موانع است؛ مهم نیست به چه قیمتی! در واقع می‌توان گفت کومودیوس تجسم واقعی شعار معروف گلادیاتورهاست که «بکش یا بمیر!».
کومودیوس نمادی از روم باستان است که حالا دنیای غرب به خصوص آمریکا وارث آن است. با یک توجه کوتاه به دنیای امروز می‌توانید ببینید که به حق غرب وارث روم باستان است. فقط کلوزیوم بزرگ‌تر شده است و به اندازه کل کره زمین شده است. هر روز در گوشه‌ای از کره زمین جنگی به راه می‌افتد و عده زیادی کشته می‌شوند و این کشته‌ها صفحات روزنامه‌های غرب را پر می‌کند اما هرگز کسی برای این همه کشته اندوهگین نمی‌شود.
در طول چند سال گذشته در پاکستان ده برابر افرادی که در حادثه یازده سپتامبر مردند توسط هواپیماهای آمریکایی کشته شده‌اند. در تابستان ده برابر و در افغانستان و عراق و… هزاران هزار برابر.
امپراتور گلادیاتورها (آمریکا) حاضر نیست نمایش مرگ را در ابعاد کوچک اجرا کند. او می‌خواهد بر تمام دنیا حاکم باشد و در تمام سرزمین‌ها قدرتش را به نمایش بگذارد.
روح یونان و روم در وجود دنیای غرب به خوبی جا گرفته است. فساد اخلاقی از یک طرف و کشتار و خون‌خواری از طرف دیگر موجود عجیبی از غرب ساخته است. کشورهای مختلف تبدیل به برده‌هایی شده‌اند که در کلوزیوم با هم می‌جنگند و امپراتور از دیدن نابودی آن‌ها لذت می‌برد.

نظرات بسته شده است.