بحرین در شعله های انقلاب

روزگاری سرزمین ما آنقدر وسیع بود که در آن اقوام مختلف در کنار هم زندگی می‌کردند و همه خود را ایرانی می‌دانستند. اما بزرگی سرزمین ما استعمارگران را به وحشت می‌انداخت. برای همین به فکر تکه تکه کردن این سرزمین افتادند. ابتدا در بین ما نفوذ کردند و بعد با به راه انداختن جنگ‌های مختلف تکه‌هایی از کشور ما را جدا کردند.
آذربایجان در شمال غربی، افغانستان و ترکمنستان در شمال و شمال شرقی. بلوچستان در جنوب شرقی (که حالا بخشی از آن متعلق به پاکستان است)
استعمار تمام تلاشش را کرد تا ایران هر روز کوچک‌تر و ضعیف‌تر شود چرا که در گذشته دیده بود که ایران بزرگ قدرت بسیار زیادی دارد. استعمار تلاش کرد حکومت‌های دست نشانده را در ایران روی کار بیاورد و مردم در فقر و بی سوادی به سر ببرند تا کسی در برابر غارتگری‌های آن‌ها سر بلند نکند.
یکی از مناطقی که تا همین سی و پنج سال قبل بخشی از ایران بود و با توطئه‌های انگلیس از ایران جدا شد جزیره زیبای بحرین بود. جزیره‌ای که بیشتر مردم آن ایرانی‌های مهاجر و شیعی مذهب بودند که با لنج هایشان به ایران سفر می‌کردند و با اقوامشان دیدار می‌کردند.
انگلیسی‌ها به مرور در این جزیره خیلی نفوذ کرده بودند. آن‌ها می‌خواستند در خلیج فارس پایگاه محکمی داشته باشند. برای همین عده‌ای را وادار به شورش کردند تا اعلام کنند که دنبال استقلال برای بحرین هستند. کم کم سر و صدای جدایی بحرین از ایران بالا گرفت. انگلیسی‌ها در روزنامه‌ها بحرین را سرزمینی جدا از ایران عنوان می‌کردند. این کار خشم ملت ایران را به دنبال داشت. برای همین مجلس شورای ملی در آبان ۱۳۳۶ لایحه‌ای را تصویب کرد که به موجب آن بحرین استان چهاردهم ایران اعلام شد و دو کرسی خالی برای نمایندگان «استان چهاردهم» در نظر گرفته شد.
اما انگلیسی‌ها که نفوذ زیادی در شاه ایران داشتند او را وادار کردند بی‌خیال بحرین شود. در ۱۳۴۷ شاه طی دیدارش از هند گفت: «اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند هرگز به زور متوسل نخواهیم شد و هر کاری که بتواند اراده مردم بحرین را به نحوی که نزد همه جهانیان به رسمیت شناخته شود، نشان دهد خوب است. »
ایران می‌خواست اگر بحرینی‌ها می‌خواهند جدا شوند این را در یک همه پرسی اعلام کنند اما انگلیسی‌ها می‌دانستند که مردم بحرین راضی به جدا شدن از ایران نیستند. برای همین با این طرح مخالفت کردند. در نتیجه ایران و انگلستان توافق کردند تا به جای برگزاری همه‌پرسی، از سازمان ملل متحد خواسته شود سرنوشت سیاسی این سرزمین را از طریق یک نظرسنجی از میان گروه‌ها و طبقات مختلف تعیین کند.
حکومت بحرین که زیر سلطه انگلیسی‌ها بود برای اینکه نظر سنجی به نفع انگلیسی‌ها تمام شود عده زیادی مهاجر از کشورهای عربی به بحرین آورد. نماینده سازمان ملل برای نظر سنجی آمد و بعد از دو هفته اعلام کرد که بحرین می‌خواهد مستقل باشد. توطئه انگلیسی‌ها نتیجه داد و در سال ۱۳۶۰ بحرین از ایران جدا شد و شاه خائن ایران هم یک ساعت بعد استقلال بحرین را به رسمیت شناخت. به این ترتیب آخرین جدایی از سرزمین ایران خاطره تلخی را در دل ایرانی‌ها و بحرینی‌ها به جا گذاشت.
حالا بیش از ۳۰ سال از آن روزها می‌گذرد. سی سالی که بحرین این جزیره تنها در دل خلیج فارس مستعمره‌ای برای انگلیس و آمریکا بوده است. یکی از مهم‌ترین پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه در بحرین قرار دارد. در این کشور عده‌ای اقلیت که مورد حمایت آمریکا و انگلیس هستند سال‌هاست که بر اکثریت شیعیان حکومت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند آن‌ها دارای حقوق اجتماعی باشند. سی سال از انقلاب اسلامی در ایران می‌گذرد و مردم بحرین شاهد رشد و بالندگی سرزمین مادریشان «ایران» بوده‌اند. برای همین هم هست که حالا صدای فریاد بحرینی‌ها هم بلند شده است و زمزمه‌های انقلاب در بحرین به گوش می‌رسد. با اینکه بحرین کشور کوچکی است اما صدای انقلابش بزرگ است چرا که این انقلاب تلاش می‌کند دست استعمارگران بزرگی چون انگلیس و آمریکا را از کشورشان قطع کند.
سال‌هاست که در بحرین به شیعیان ظلم شده است و اجازه نداده‌اند آن‌ها حقوق برابری با اقلیت سنی نشین بحرین داشته باشند حالا صدای فریاد شیعیان در بحرین بلند شده است.
بعد از شکل گرفتن موج قیام‌ها در کشورهای عربی اعتراضات مردم بحرین هم جدی‌تر شد و عده زیادی در میدان لؤلؤ پایتخت جمع شدند تا به تبعیض‌های حاکم بحرین اعتراض کنند. حاکم مستبد بحرین به دستور آمریکا مردم را به خاک و خون کشید و عده زیادی را دستگیر و شکنجه کردند تا مردم دست از اعتراض بردارند.
آمریکایی‌ها تحمل یک انقلاب در بحرین را ندارند چرا که این انقلاب هم می‌تواند پایگاه آمریکا در این کشور را از بین ببرد و هم می‌تواند تولید نفت در این منطقه را که بیشترش به آمریکا ارسال می‌شود با خطر روبرو کند.
حکومت بحرین که دید نمی‌تواند در برابر مردم استقامت کند از آمریکا کمک خواست. خیلی زود هزاران سرباز از کشور عربستان وارد بحرین شدند تا مردم معترض را نابود کنند. عده‌ای شهید شدند و میدان لؤلؤ نابود شد تا مردم جایی برای جمع شدن نداشته باشند. اما آن‌ها نفهمیدند که قیام در قلب شیعیان شکل گرفته است و تا زمانی که تفکر شیعی در مردم بحرین وجود دارد آن‌ها در برابر حکومت ظالم دست نشانده غرب ساکت نخواهند شد. قیام مردم بحرین آغاز شده است و ما ایرانی‌ها که سی سال قبل با قیام علیه حکومت دست نشانده پهلوی قدرت تفکر شیعی را به زورگویان دنیا نشان دادیم حالا باید از قیام مردم بحرین حمایت کنیم چرا که آن‌ها خواهران و برادران ما هستند که سی سال قبل استان چهاردهم ایران بودند.

اضافه کردن نظر