جاده های سرگردانی / پائلو کوئیلو

کافی است سری به یکی از کتابفروشی ها بزنید تا با انبوه کتاب های پائلو کوئیلو روبرو شوید که گاه توسط چند نفر ترجمه و توسط ناشرهای مختلف چاپ شده است. تیراژ کتاب های کوئیلو در ایران باعث تعجب خود او شده و از اینکه این همه نوشته های او را در ایران می خوانند به وجد آمده است. با این حال جای این سوال برای ما خالی است که چرا این کتاب ها این قدر مورد استقبال قرار می گیرند و پیام این کتاب ها چه چیزی است.


پائلو کوئیلو در نگاه اول یک داستان نویس است که رمان هایی با موضوعات مختلف نوشته است. بیشتر این داستان ها مسیر زندگی خود او و دانسته ها و باورهایش را نقل می کند. و اگر خواننده ایرانی انگیزه اش در خواندن این کتاب ها آشنایی با افکار کوئیلو است باید کمی با خود کوئیلو آشنا شود و درباره کسی که از عشق و زندگی و معنویت حرف می زند تحقیق کند تا مبادا در دام جملات زیبا و حرف های شیرین او نیفتد .
پائولو کوئیلو زمانی که کودک بود به یک مدرسه مذهبی در یکی از شهرها برزیل فرستاده شد. اما قوانین خشک مدرسه مسیحی خیلی زود او را از مذهب نفرت زده کرد و از مدرسه مذهبی بیرون آمد. پدر و مادر او می خواستند  پسرشان در رشته مهندسی درس بخواند ولی کوئیلو  به ادبیات علاقه‌مند شد و تصمیم گرفت نویسنده شود بعد از مدتی. پدرش احساس کرد فرزندش از بیماری روانی خاصی رنج می برد و او را در هفده سالگی دو بار در بیمارستان روانی بستری کرد. در آنجا پزشکان برای درمان کوئیلو چندین بار از شوک الکتریکی استفاده کردند. او رمان ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد را تحت تاثیر همین دوران نوشت.
کوئیلو وقتی از بیمارستان بیرون آمد به یک گروه تئاتر دوره گرد پیوست که بیشتر نمایش های مضحک و مستهجن اجرا می کردند. مدتی بعد بیماری کوئیلو بیشتر شد و پدرش برای سومین بار او را در تیمارستان بستری کرد. در همین دوران بود که کوئیلو به مواد مخدر رو آورد و سالها به شدت تحت تاثیر مواد مخدر بود. او به قول خودش انواع مواد مخدر را تجربه کرد. البته در کنار آن علاقه زیادی به مشروبات الکلی داشت که هنوز هم این علاقه را حفظ کرده است.


بعدها کوئیلو به گروه های هیپی پیوست و افکار کمونیستی پیدا کرد و حتی برای مدتی بازداشت و زندانی شد. دلیل آن هم نوشتن و اجرای نمایشنامه ای با موضوعات مستهجن و ضد اخلاقی بود.
کم کم افکار کوئیلو شکل گرفت و مجموعه ای از فکرهای مختلف که از ادیان واقعی و دروغی جمع شده بود با علاقه اش به بی قیدی مخلوط شد و با توانایی اش در داستان نویسی جمع شد و نتیجه اش تعدادی رمان از کار در آمد که اتفاقا در هنر داستان نویسی جذاب اما در بخش معناگرایی آن فقط توانست روح بیمار کوئیلو را به مردم انتقال دهد.
شاید بتوان گفت کتاب کیمیاگر او که الهام گرفته شده از یکی از داستان های مثنوی مولوی است کمتر افکار بیمارگونه او را در خودش دارد اما به مرور کتاب های او فقط توانسته روح ایمان را از دل خوانندگان پاک کند.
گرایش به جادوگری، زندگی خرافی و گناه آلود، بخشی از باورهای کوئیلو است. او به خدای دانای پاک اعتقادی ندارد بلکه خدا را خطاکار می داند . اندیشه های مخلوط با جادوی کوئیلو از عرفان سرخپوستی به او رسیده است. و با افکار عرفان شرقی و باورهای یهودی و مسیحی و کمی هم عرفان اسلامبی مخلوط شده و در کنار خوشگذرانی های کوئیلو آش شله قلمکار جالبی از آب در آمده است.
مواد مخدر و مشروبات الکلی در آثار کوئیلو اصلا چیز بدی نیستند چرا که خود او بخشی از پروازهای عرفانی اش را با کمک همین ها انجام داده است.
در آثار کوئیلو از تمام ادیان و باورها می توان چیزی پیدا کرد چرا که او سعی کرده لباسی هزار تکه از باورهای مختلف بدوزد که البته با کمک هنر داستان توانسته جذاب باشد اما به هیچ وجه نتوانسته است به کسی کمکی بکند.

۲ نظر در ”;جاده های سرگردانی / پائلو کوئیلو“

  1. ابراهیم رمضانپور می‌گه:

    ابسمالله الرحمن الرحیم.از عشق او شروع میکنیم.الف لام میم. من از یک ضمیر ابر انسان .که هم گفته نیچه شاعر المان هست .وگفته کارل گوستاو یانگ روان شناس سوئد ضمیر نا خوداگاه جمعی هستم.بنده بدون هیچ گونه سوادی به این مرحله رسیدهام .که ثابت میکنم.که از همه علومی میتوان صحبت کرد .خواستم نظرتان راجع به این موضوع بدانم و با روحی جمعی که گفته همه علوم هست در ارتباط مستقیم هستم.از زیگورات .امریکای جنوبی تا پرسپولیس واهرام ثلاثه .۳/۱۴/۱۶ که عددی به نام پی p14 د ر بر خواهد داشت در ضمن جواب روی گاه نمای خودتان بنوییسید من از این طرف می خوانم .ایران فارس شیراز.زهد رندان نو اموخته راهی به جهان دگر است.که روزی سر حلقه رندان جهان امروز شد.حافظ ودر قران کریم در سوره حضرت مریم ایه ۳۱٫۳۲٫۳۳ معرفی شده هستم .مسیح حافظ وحافظ توراتی دگر است ابراهیمی از یهود واریایی وسلام

  2. ناشناس می‌گه:

    خیلی با این بابا دشمن هستید

اضافه کردن نظر