جاده های سرگردانی / سای بابا

سالها قبل زمانی که دولت بریتانیای کبیر می خواست تمام دنیا را زیر سلطه استعماری خودش در بیاورد از راههای مختلف برای مطیع کردم مردم جهان استفاده می کرد. بعضی کشورها را با مواد مخدر معتاد کرد و در چین جنگ تریاک را راه انداخت. در هند و ایران و آمریکا و استرالیا و بسیاری از کشورهای دیگر در کنار کشتار مردم از فریب مردم استفاده کرد. یکی از راههای فریب مردم استفاده از دین های ساختگی بود.

در آفریقا توسط میسیونرهای مسیحی مردم را مسیحی می کردند، آنهم مسیحیتی که خودشان ساخته بودند و هماهنگ با سیاست هایشان بود. در تبت دالایی لاما را روی کار آوردند و مردم را به دور او جمع کردند. در هند هم از بعضی تفکرات حمایت شد که برای سیاست های انگلیس ضرری نداشت. یکی از این جریان های دینی شردی بابا و سای بابا بود. جالب است که هنوز هم این فرقه با حمایت زیاد غربی ها همراه است و توانسته در کشورهای مختلف افکار و رفتار مردم را کنترل نماید. جالب تر اینکه در کشور ما هم این تفکر تبلیغ شده است و فردی به نام مهربابا که از گروه سای بابا بود در ایران تبلیغات زیادی می کرد و الان هم تفکرات این افراد در قالب کتاب و سی دی بین مردم توزیع می شود.
حدود ۱۸۰ سال قبل در هند فردی به نام شیردی بابا معروف شد که یک روحانی با ایمان بود و انسان ها را به نیکی و افکار و رفتار درست دعوت می کرد. در آن زمان مردم توجه زیادی به شیردی بابا نکردند و حکومت ها او را طرد کردند شاید یکی از دلایل این رفتار هندی ها با شیردی بابا این بود که او به اسلام علاقه زیادی داشت و بخضی از تعالیم او از اسلام گرفته شده بود. سالها بعد از وفات شیردی بابا عده ای که احتمالا با حمایت و برنامه ریزی دولت های استعمارگر بوده جانشین تازه ای برای شیردی بابا پیدا کردند و او را ملقب به سای بابا کردند.
سای بابا در سال ۱۹۲۶ در یکی از روستاهای هند به دنیا آمد و سن ۱۴ سالگیاعلام کرد که روح خداوند در جسم او حضور دارد و او برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین ظهور کرده‌است. جالب است که از همان زمان از او حمایت های زیادی شد و حتی معجزات زیادی برای او ذکر کردند. بسیاری از معجزات سای بابا بیشتر شبیه تردستی های ساده ای بود که در آن هنر چندانی هم به کار نرفته بود، مثلا دست به زیر خاک فرو می برد و سکه یا لیوان طلا بیرون می آورد.
سای بابا ادعا می کند هیچ دینی نیاورده و هیچ دینی را هم تبلیغ نمی کند که این بیشتر شبیه یک باور بی دینی است. از طرف دیگر سای بابا خودش را شخصی می داند که خدا در او هلول کرده و در جسم او با مردم حرف می زند. برای همین مریدانش او را خدا می دانند و مثل خدا می پرستند.
البته در آینده درباره باورهای هندوها برایتان خواهیم نوشت که در آیین هندو انواع بت ها  نمادها پرستش می شود که برای برخی از هندوها سای بابا یکی از آن بت ها است. حتما می انید که بیشتر بت پرست ها ادعا می کنند روح خدا در جسم فلان مجسمه یا فلان فرد فرو رفته برای همین به آن مجسمه یا فرد خیلی اهمیت قائل می شوند.
یکی از ویژگی های سای بابا استفاده از تعالیم مسیحیت در حرف هایش است که نشان می دهد او بیشتر تحت تاثیر سیاست های استعمارگران مسیحی بوده که ده ها سال هند را استعمار کرده بودند.


او قصر بسیار بزرگی در هند دارد که هر پنج شنبه از قصرش بیرون می آید و با تردستی جواهری از هوا برایش می آید و او آن جواهر را به یکی از مریدانش می دهد و باز هفته بعد عده ی زیادی منتر او می مانند تا شاید قطعه طلایی گیرشان بیاید.
سای بابا با زیرکی تلاش می کند مردم ادیان مختلف بدون آنکه دینشان را رها کنند مرید او شوند. برای همین بارها ادعا می کند” من آمده ام که هندو، هندوی بهتری، مسلمان، مسلمان بهتری و مسیحی، مسیحی بهتری باشد”
در معبد سای بابا تمام مراسم ادیان مختلف جشن گرفته می شود، مثلا در کریسمس، عید فطر، سال نوی چینیان و … مراسم هایی اجرا می شود تا بتواند با این کار در میان ادیان مختلف برای خودش جایی باز کند.
سای بابا هم مثل باورهایی هندویی به تناسخ اعتقاد دارد و به قیامت و معاد اعتقادی ندارد. مثلا به اعتقاد او اگر کسی بد باشد بعد از مرگ به جهنم نمی رود بلکه روخ او در بدن یک سگ یا گرگ وارد می شود تا در بدن آن حیوان عذاب بکشد و بعد از مرگ دوباره در بدن یک موجود دیگر فرو می رود.
ویژگی اصلی باورهای سای بابا روی جادو و جادوگری بنا شده است و بسیاری از مردم فریب تردستی ها و شعبده بازی های او را می خورند. حتی اگر بعضی از کارهای سای بابا واقعا جادوگری باشد و قدرت های جادویی داشته باشد این موضوع نمی تواند نشان دهنده حقانیت او باشد بلکه می تواند ارتباط او با شیاطین را نشان بدهد. در قرآن به قدرت شیاطین اشاره شده است و به انسان ها تذکر داده شده است که روح خود را در اختیار شیاطین قرار ندهند.
اما بسیاری از مردم در هند فریب شعبده بازی های او را می خورند و او را به عنوان خدا می پرستند و فکر می کنند چون سای بابا کارهای عجیب غریب انجام می دهد پس حتما خداست.
افکار کسانی مثل سای بابا فقط در مردمی تاثیر می گذارد که خودشان را به عنوان یک انسان باور ندارند و از آن جا که نمی خواهند با تلاش و کوشش و تفکر و تعقل زندگی کنند به جادوگری و شعیده بازی رو آورده اند. نتیجه تفکرات کسانی مثل سای بابا بدبختی و بی سوادی بیشتر مردم شده و فرصت های خوبی برای استعمارگران ایجاد کرده تا فکر و سرمایه های مردم را به غارت ببرند.

یک نظر در ”;جاده های سرگردانی / سای بابا“

  1. ناشناس می‌گه:

    امروز سایت تو را دیدم و فهمیدم هیچی نمی دانی و از اینور و انور یه چیز های را کپی کردی و نوشتی.

    و از این بتبت هم حتمنا فکر کردی مردم مثل تو …ند.

اضافه کردن نظر