من آخرین نسل از فرزندان خورشیدم ، هر صبح به امید دیدار تو می ایم و هر شب برای بیداری تو انتظار میکشم … بگذار یخ های قرون را در دلت آب کنم…بگذار هر روز از پنجره ی انتظار تو طلوع کنم… میخواهم خورشید تو باشم… میخواهم برای تو بتابم(دلنوشته ای از گذشته ها)

اضافه کردن نظر