میخواهم جایزه نوبل بگیرم

ملیکا گلی نویسنده  ده ساله ای است که تا به حال ۱۱ تا کتاب داستان چاپ کرده و حدود ۲۰ تا کتاب دیگر هم آماده چاپ دارد. او حرف های بزرگی می زند چون کتاب زیاد می خواند، با اینکه او کودک است اما این مصاحبه را برای نوجوان ها گرفتم تا بدانیم کودکان هم می توانند حرف های مهم بزنند و کارهای بزرگ انجام دهند.

ملیکا خانم چی شد که تصمیم گرفتی نویسنده شوی؟
من کلاس اول که بودم پدرم در مدرسه ما کلاس داستان نویسی می گذاشتند، از اونجا که هم پدرم و هم مادرم نویسنده هستند علاقه به نوشن پیدا کردم و من هم داستان نوشتم.

اولین داستانی که نوشتی چی بود؟
اولین داستانم کتاب ماهی مغرور بود که دوبار چاپ شد

بقیه کتاب هایت اسمشان چی است؟
کتابهای دیگرم دوچرخه، شاهزاده خانم نازک نارنجی ، قشنگترین عروسک دنیا ، خوشگل تر از همیشه ، فرار، عروس ، خیاط خیاط ، کلاغه به خونش نرسید ، دفعه آخر.

چطوری یک موضوع برای نوشتن داستان انتخاب می کنی؟ چطوری نوشتن یک داستان به ذهنت می آد؟
من بیشتر داستان های خارجی مثل کتاب های آقای سیلوراستاین، آقای رددال، هانس کریستین اندرسن. را می خوانم برای همین منابع تحقیقم زیاد شده. البته داستان های ایرانی هم می خوان مثل کتاب اقای مهدی آذری یزدی که خیلی قلمشان قوی است و متاسفانه چند وقت پیش هم ایشان از بین ما رفت. شما هم شاهد بودید که مطبوعات وقتی ایشان فوت کردند اسم ایشان را خیلی نوشتند و برایشان همایش گرفتند. می خواهم از مسئولین بپرسم حالا که ما نویسنده ها زنده ایم چرا به فکرمون نیستید.

به نظرت قصه و داستان در زندگی آدم ها چه اثری دارد، اگر بچه کتاب داستان زیاد بخوانند در زندگیشون چه تاثیری دارد؟
زندگیشان خیلی بهتر می شود. همه کشور فرهنگی می شود. و دوباره ایران مثل همیشه، مثل گذشته بر تمام کشورها مثل خورشید می تابد.

شما چقدر کتاب می خوانی؟
من کارهایم را برنامه ریزی کرده ام، روزی دو ساعت درس می خوانمف روزی یک ساعت و نیم کتاب می خوانم، روزی دو ساعت هم کتاب می نویسم. روزی حدود ۱۰تا کتاب می خوانم.

پس تعداد کتاب هایی که تو خوانده ای خیلی بیشتر از تعداد کتاب هایی است که من خوانده ام. تا به حال چه جایزه هایی گرفته ای ملیکا خانم؟
من تا حالا در جشنواره های زیادی رتبه آوردم مثل جشنواره بین المللی امام رضا (ع) ودر شهرکرد برنده جشنواره ره آورد سرزمین نور و در تهران برنده جشنواره سبز جاوید و در مشهد برنده جشنواره دستان کوچک دا و در تبریز دریافت لوح سپاس از جایزه ادبی اصفهان و برنده مجدد جشنواره بین المللی امام رضا و برنده جشنواره تولیدات رسانه ای و تقدیر شده جشنواره ره آورد سرزمین نور و تقدیر شده جشنواره حضور و چند تا جشنواره ی دیگر

اسم شما ملیکا است، می دانی ملیکا اسم کدام بانوی بزرگوار است؟
فکر کنم ملیکا قبلا اسم مادر امام زمان بوده.

بزرگترین آرزویت چی است ملیکا خانم؟
من بزرگترین آرزویم این است که به جایزه نوبل برسم و بتوانم کاری کاری بکنم که مردم فرهنگی بشوند، لااقل مردم روزی ۵ دقیقه کتاب بخوانند.

یعنی فکر می کنی مردم کم کتاب می خوانند؟
مردم کتاب زیاد در اختیارشان نیست تا بخوانند. مثلا بچه ها کتاب های علمی تخیلی را دوست دارند ولی در کتابخانه ما کتاب های مذهبی زیاد است. کتاب های مذهبی هم خیلی خوب است اما بچه ها دوست دارند در کنارش کتاب های علمی تخیلی هم بخوانند.
من یک دوستی داشتم که همیشه می آمد کانون کتاب می خواند. من دیدم دوستم دیگه به کانون نیامد. رفتم خانه شان گفتم چرا دیگه کانون نمی آیی. گفت که کانون گفته حق عضویت باید ۵ هزار تومان بدهند. خب آن ها مشکل مالی داشتند نمی توانستند بدهند. من خیلی ناراحت شدم.

پس کتاب هایی که بچه ها دوست داشته باشند در کتابخانه کم است؟
بله. کتاب ها باید زیاد باشد و تصاویر جذاب داشته باشد. نوشته های کتاب ها هم باید کوتاه باشد.

به نظر تو اگر بچه ها بخواهند نویسنده بشوند چکار باید بکنند؟
باید کتاب زیاد بخوانند و برای خودشان در طول روز برنامه ریزی بکنند.

راستی معدلت چنده ملیکا؟
من هر سال معدلم ۲۰ است چون برنامه ریزی کرده ام و همیشه به درس هایم می رسم.

تا به حال کجاها سفر رفته ای؟
تهران، شهر کرد، اصفهان، شمال، بندرعباس، چهار محال بختیاری، کربلا، سوره

خب پس زیارت قبول کربلایی هم شده ای.
ممنون سلامت باشید.

چه خاطره ای از رفتن به کربلا داری؟
خیلی جای خوبی است، آنجا بیشتر می رفتیم مرقد امام حسین(ع) و زیارت می کردیم. من در کربلا یک چمدان کتاب درسی و داستان برده بودم که هم درس می خواندم تا از درس ها عقب نیفتم هم مطالعه می کردم، و هم می نوشتم.

وقتی دعا می کنی بیشتر از خدا چی می خواهی؟
از خدا می خواهم همه مردم در کارهایشان موفق باشند. همه به حاجت هایشان برسند. از خدا می خواهم امام زمان زودتر ظهور کنند.

فکر می کنی اگر امام زمان باید. چه اتفاقی می افتند، دنا چطوری می شود؟
دنیا همه جا خوب می شود. مردم دیگه با هم دعوا نمی کنند. جنگ نمی کنند. عدل و عدالت رعایت می شود.

تا به حال داستانی درباره امام زمان(عج) نوشته ای؟
نه متاسفانه اما درباره امام رضا(ع) داستان دوچرخه را نوشته ام.

خب پس باید برای مجله ما یک داستان درباره امام زمان(عج) بنویسی تا در مجله چاپ کنیم. خب اگر حرفی داری که باید بچه ها بشنوند بگو.
به بچه ها پیشنهاد می کنم کتاب زیاد بخوانند چون هم برای درسشان خوب است و هم منبع تحقیقشان زیادتر می شود و اطلاعات زیادی به دست می آورند. و از همه مسئولین می خواهم یک کوچولو، فقط یک کوچولو به نویسنده ها اهمیت بدهند. کمک کنند نویسنده ها کتاب هایشان را چاپ کنند.

۳ نظر در ”;میخواهم جایزه نوبل بگیرم“

  1. melika می‌گه:

    ملیکا خانم مغرور!شما وقتی بزرگ بشی،دیگه داستان نمی نویسی!دروغم دروغای قدیم!مگه می شه آدم بره مسافرت و با خودش کتاب ببره!!!!!!!
    من می دونم،وقتی بزرگ شدی،دیگه نویسنده نیستی!

  2. melika می‌گه:

    من فکر نمی کنم این طور که از این ملیکا خانم مصاحبه کردین،کار هم کرده باشه.کتاب باید قشنگ،بلند و طولانی باشه.حتما کتابای ایشون هم بیشتر از دو خط نیست.من خودم نویسنده ام و دارم یک کتاب اصولی و کشدار می نویسم.ایشون کتاباشون اصلا هم قشنگ نیست!

اضافه کردن نظر