مردی از غرب به دنبال خورشید آمد

222222222222نمی‌دانم چه‌قدر به اینکه شیعه هستید، اندیشیده‌اید. نمی‌دانم از آموزه‌هایی که چون گنج‌هایی در دسترس شما هستند، چقدر بهره برده اید، اما می‌دانم کسانی بوده‌اند که برای یافتن این گنج‌ها هزاران کلیومتر سفر کرده و ده‌ها سال از عمرشان را دنبال این گنج گشته‌اند. یکی از آن‌ها مردی است که اکنون همه پژوهش‌گران دنیای اسلام او را می‌شناسند، مردی که جهان غرب او را خوب می‌شناسد، چرا که او دنبال حقیقت گشت و پیام حقیقت را با خودش به سرزمین غرب برد. نام او پرفسور هانری کُربن است.

پرفسور هانری کُربن کیست؟

هانری‌ کُربن‌، در سال‌ ۱۹۰۳ در فرانسه‌ به‌ دنیا آمد. در کودکی‌ آموزشهای‌ مذهب‌ کاتولیک‌ را آموخت‌، سپس‌ به‌ مدرسه علوم‌ مسیحی‌ رفت‌ و به‌ نهضت‌ پروتستان‌ علاقه‌مند شد. برای‌ ادامه‌ی‌ تحصیل‌ به‌ دانشگاه معروف سوربن‌ رفت‌ و در سال۱۹۳۶-۱۹۲۵میلادی، لیسانس‌ و دانشنامه‌ی‌ عالی‌ فلسفه‌ گرفت‌. در این‌ سال‌ها با زبان‌های‌ عربی‌، فارسی‌ و پهلوی‌ آشنا شد و برای مطالعه فلسفه اسلامی و ایرانی، به ایران سفر کرد.

مطالعات کُربن درباره اندیشه‌های ایرانی و اسلامی او را شگفت‌زده کرد، به گونه‌ای که از غرب و هایدگر و لویى ماسینیون که از بزرگان اندیشه در غرب هستند، دور شد و به فلسفه اسلامی پناه آورد.

کُربن تلاش کرد درباره فلسفه و ادبیات و فرهنگ ایرانی بیشتر مطالعه کند و پنجره‌های تازه‌ای برای غربی‌ها درباره ایران و اسلام بگشاید. با تلاش‌های او ده‌ها جلد کتاب به زبان فارسی و فرانسوی درباره فلسفه اسلامی و فرهنگ ایرانی نوشته شد.

کُربن در مدت اقامت خود در ایران با شخصیت‌هایی مانند سید کاظم عصار، مهدی الهی قمشه‌ای، علامه طباطبایی، مرتضی مطهری، بدیع الزمان فروزانفر و سید حسین نصر، به مباحثه و تعاملات فلسفی – معنوی پرداخت. از سوی دیگر ورود به عالم فکری ایران، کُربن را نه تنها با تشیع و تصوف و فرقه‌های شیعه هم‌چون شیخیه از نزدیک آشنا کرد، بلکه او را به مرحله جدیدی از شناخت حکیمان الهی هدایت کرد و جهان اندیشه متفکرانی چون سید حیدر آملی، ابن ترکه، میرداماد، ملاصدرا و سبزواری را برای اولین بار به روی او گشود.

پروفسور هانرى کُربن، شرق‌شناس مشهور فرانسوى، از جمله اروپاییانى است که در زندگى خود با حکمت شرقى آشنا شد، و به دنبال مطالعات و تحقیقات چند ساله خود، به اسلام و ائمه اطهار تمایل قلبى و یقین عینى و عقلانى پیدا کرد و در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دین اسلام گروید.

هانری کُربن که وارد سرزمین روشنایی و حقیقت شده بود، برای شناخت منجی عالم بشریت امام مهدی (عج) بسیار کوشید. نوشته‌های اندیش‌مندی غربی که زمانی مسیحی بوده و به یاری پـژوهش بسیار، شیعه شده، خواندنی است.

6ad747ff13164963906df9e031838cb9corbinfinal22

این فیلسوف فرانسوى، اعتقاد شیعه به مهدویت و تفاوت آن با موعود‌گرایى‏ دیگر مکتب‌ها را چنین بیان می‌کند:

«به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبى است که رابطه هدایت الهى را میان خدا و خلق همیشه زنده نگه داشته و به طور مستمر و پیوسته ولایت را زنده و پا بر جا مى‏گذارد. مذهب یهود، نبوت را که رابطه‏اى است واقعى، میان خدا و عالم انسانى، در حضرت کلیم ختم کرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح و حضرت محمد (ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع مى‏کند و نیز مسیحیان در حضرت عیسى متوقف شدند و اهل سنت از مسلمانان نیز در حضرت محمد (ص) توقف نموده و با ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطه‏اى میان خالق و خلق موجود نمى‏دانند. تنها مذهب تشیع است که نبوت را به حضرت محمد (ص) ختم شده مى‏داند؛ ولى ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل مى‏باشد، براى همیشه زنده مى‏داند، رابطه‏اى که از اتصال عالم انسانى به عالم الوهى حکایت مى‏کند، به واسطه دعوت‏هاى دینى قبل از موسى و دعوت دینى موسى و عیسى و محمد (ص) و بعد از حضرت محمد (ص) به واسطه همین رابطه ولایت، جانشین وى زنده بوده و هست و خواهد بود و این حقیقتى است زنده که هرگز از نظر علمى نمى‏توان آن را خرافات برشمرد و از لیست حقایق حذف کرد. به عقیده من، همه ادیان بر‌حق بوده و یک حقیقت زنده را دنبال مى‏کنند و همه ادیان در اثبات وجود این حقیقت زنده مشترکند. آرى! تنها مذهب تشیع است که به زندگى این حقیقت، لباس دوام و استمرار پوشانده است.»

کُربن در بخشى از کتاب ‏تاریخ فلسفه اسلامى خود، به نقل این روایت مشهور از نبى مکرم اسلام(ص) می‌پردازد که در آن آمده است: «اگر تنها یک روز به پایان جهان مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانى خواهد کرد تا مردى از ذریه من که نامش نام من و کنیه‏اش کنیه من خواهد بود، ظهور کند. او زمین را از هماهنگى و عدل پر خواهد ساخت، چنان‌که تا آن هنگام از خشونت و جور پر شده است.»

پرفسور کُربن درباره دیدار با امام زمان (عج) می‌نویسد: «جلوه یا عدم جلوه امام بر اشخاص، به شایستگى آنان بستگى دارد.. مردم شایستگى خود را براى دیدن امام از بین می‏برند. آن‌گاه خود بین امام و خویشتن حجاب می‏گردند، زیرا وسیله و آلت تجلى و مشاهده آن، یعنى معرفتى را که از راه قلب حاصل می‏شود، از دست مى‌دهند، یا آن را فلج‏ ساخته و از قدرت و کار می‏اندازند. پس تا وقتى که مردم مستعد شناسایى و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غایب هیچ معنى نخواهد داشت.»

کُربن در یکی از کتاب‌هایش مطلبی درباره ایران آورده که چنین است: «سرزمین ایران از دید اخروى، سرزمین انتظار است، قلمرویى که در آن امام غایب، دست‏اندرکار فرا رسیدن ساعت موعود در زمان غیبت است.»

هانری کُربن وقتی از دنیا رفت، قلبش پر از نور حقیقت بود و آن‌قدر درخت حقیقت کاشته بود که میوه‌های آن در شرق و غرب چیده خواهد شد. تلاش‌های چنین مردانی باید ما را برای لحظاتی به فکر بیندازد تا به حقایق این عالم بیش‌تر بیندیشیم.

اضافه کردن نظر