ایران(حماس) پیروز می شود یا (دولت های عرب+اسرائیل)

در اطراف ما وقایع زیادی اتفاق می افتند که هر کدام دارای اهمیت مخصوص خودش است، اما چیزی که از خود واقعه مهم تر است درک مخاطب از آن و تحلیل هایی است که از آن واقعه می شود ،…. حالا عرض می کنم چرا.
اگر برای آدم ها(منظورمان ادم های عاقل است) چند ویژگی برجسته را بشود شمرد یکی از مهمترین آن ها تدبر است که در کنار تفکر مورد استفاده قرار میگیرد. کار تفکر کشف مجهولات با بررسی معلومات است. و کار تدبر کشف رابطه ها، ما با تفکر در هر چیزی به درک از چیزهایی می رسیم که اصلا آن چیز یا آن واقعه زبان باز نکرده تا درباره خودش با ما حرف بزند. همچنین در هر واقعه و رویدادی رابطه های بسیاری وجود دارد که آدم( من و شما) هر چقدر مقدار معلومات و کشف مجهولاتش ( نتیجه تفکر) زیاد باشد بهتر می تواند رابطه ها را در آن رویداد کشف کند.
این مقدمه که شروع کردم جای حرف زیاد دارد که بعدا اگر فرصت شد درباره اش سعی می کنم بنویسم. ولی بهانه ام برای این مقدمه رویدادهای این چند روز یعنی حمله اسرائیل به غزه است. اینکه آتش بس را حماس تمدید نکرد و احتمالا موشک هایی هم پرتاب کرد( اگر دروغ نباشد ، چون ادم ضعیف به لحاظ نظامی جنگ را شروع نمی کند) و اسرائیل به همین بهانه تهاجم گسترده ای را شروع کرد و در این چند روز تعداد زیادی از مردم غزه را به خاک و خون کشید و با آمادگی هایی که از قبل کسب کرده بود( مثل مذاکره با سران عرب) تصمیم به نابودی حماس گرفت و … و اروپایی ها آمدند و پیشنهاد صلح دادند و اسرائیل نپذیرفت و …
برای درک بهتر این رویدادها جدا از احساس ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی ام شروع کردم به مطالعه منابع مختلف خبری. از انگلیس و آمریکا و خود اسرائیل گرفته تا چین و روسیه. و صد البته خود ایران.
هر کدام از این منابع رابطه خاصی با این رویداد دارند. ایران طرف حماس. انگلیس و آمریکا طرف اسرائیل و چین و روسیه هم مثل ماهیگیرهایی که تا بتوانند سعی می کنند از آب گل آلود ماهی بگیرند چون رقیب محسوب می شوند و احتمالا چشم دیدن آمریکا و اسرائیل را ندارند( بخصوص منظور روسیه است).البته این دو کشور اخیر چشم دیدن ایجاد اتحاد و یکپارچگی در جهان اسلام و قدرت گرفتن اعتلاف ایران در منطقه را هم ندارند( همان علتی که اسرائیل به خاطرش دارد میجنگد و حماس در حال مقاومت است)

اصلا از معرکه جنگ بیرون بیاییم و ببینیم آیا واقعا جنگ بین اسرائیل و حماس است؟ یا ……!!
چرا قاهره و مصر و عمان و … با اسرائیل ساخت و پاخت کرده اند تا حماس نابود شود؟ چرا در جنگ ۳۳ روزه هم این همپیمانی به صورت مخفیانه تری بود. مشکل اصلی اسرائیل با حزب و الله و حماس چیست؟ چرا نمی تواند با این گروه ها کنار بیاید؟
برای درک بسیاری از وقایع باید طول موج دید را گسترش داد و به فاصله های دورتری در تاریخ صد سال اخیر( و بیشتر) این منطقه نگاه کرد. از مشکلاتی که دولت عثمانی با اعراب داشت و از نقش ناجی انگلیس در این میان و تبدیل شدن همین کشورهای عربی به مستعمره های انگلیس و از شکل گیری ارض موعود در ذهن یک صهیونیست(هرتزل) و تعیین فلسطین به عنوان کشور آتی اسرائیل و از برنامه ریزی دقیق صهیونیست ها برای خرید اراضی فلسطینی ها و بعد اشغال آن و کوچ یهودیان به این منطقه و … همه چیز داشت با برنامه ریزی صهیونیست ها درست پیش می رفت فقط یک چیز همه ی این کازه کوزه ها را به هم ریخت. وقوع انقلاب اسلامی در ایران. بیداری ملت های مسلمان. ظهور شعار اسرائیل باید نابود شود. شکل گیری تفکر انقلابی بر اساس آموزه های تشیع در گروه های اسلامی در کشورهای مختلف( از حزب الله عربستان بگیرید تا اخوان المسلمین جدید و از حماس و … ) انقلاب ایران معادله های زیادی را به هم زد و این فرصت را به گروه های مختلف اسلامی داد تا اندیشه هایشان را پاکسازی کنند و به مسائل به گونه ای دیگر نگاه کنند.
حمایت ایران هم از بعضی از این گروه ها مثل حزب الله و حماس و جایگاه مردمی فراوان این گروه ها نه فقط مشکلی ریشه ای برای اسرائیل به وجود آورد( درک این موضوع سخت نیست، گروه هایی به وجود آمدند که علاوه بر اینکه جلوی برنامه های اسرائیل را می گرفت حتی می توانست جرقه ای برای نابودی اسرائیل باشد) از طرف دیگر حاکمان در خواب رفته عرب را هم به خودشان آورد. این حاکمان بی ریشه و بی فکر که جز به منافعشان نمی اندیشند و همیشه تلاش کردند مردمشان را در جهالت و نفهمی نگه دارند و تا دیروز در برابر اسرائیل ایستاده بودند و از تمامیت ارضی عرب ها دفاع می کردند و همیشه هم شکست می خوردند حالا با دشمنی بزرگتر از اسرائیل روبرو هستند. دشمنی به نام ایران. کشوری که در ذهنیت تاریخی عرب ها به عجم ها معروف است و در معادلات سیاسی آن ها هم بزرگترین عامل بر هم زننده ی معادلات سیاسی داخل کشورهای عربی می باشد.
برای اینکه زیاد حاشیه نروم فقط در چند جمله این را ذکر می کنم که چرا در نظر کشورهای عربی( منظورم حاکمان این کشورهاست) ایران بزرگترین دشمن حساب می شود.
۱- اسرائیل( صهیونیست + آمریکا) هرگز به حاکمیت و جایگاه سردمداران کشورهای عربی کاری ندارد، اصلا اگر آن ها مشکلی با اسرائیل نداشته باشد اسرائیل فعالا با آن ها مشکلی ندارد( اسرائیل سیستمی نیست که با کسی مشکل نداشته باشد، اصلا این کشور مثل ماشینی طراحی شده که برای ایجاد مشکل و تخریب و نابودی طراحی شده)
۲- تاریخ به یاد ندارد با زور ( موشک و اسلحه و حتی پول) بشود سیستم فکری و حکومتی یک جامعه را تغییر داد اما با تغییر نظام فکری و تزریق اندیشه( بخصوص از نوع انقلابی) می شود در چند سال( چند ماهش را هم دیده ایم) حکومتی را عوض کرد و کشوری سرسپرده را تبدیل به دشمنی قهار کرد( اتفاقی که در ایران افتاد). سردمداران عرب می دانند که ایران تنها کشوری است که می تواند چنین اندیشه ای را در جسم و مغز افسرده جامعه عرب تزریق کند. چرا که دو نمونه از این تزریق اندیشه را در جامعه شیعی لبنان(حزب الله) و در جامعه سنی فلسطین(حماس) دیده اند و به خوبی هم متوجه شده اند که اندیشه انقلابی و سیستم فکری ایران در هر جامعه ای که تزریق شود آن را تبدیل به دشمن اسرائیل و آمریکا و صهیونیسم و هر ابرقدرت زورگوی دیگر میکند.
اصلا دور از عقل نیست که نظام فکری ایران عرب های مست و لم داده ی عربستان و کویت و … را تبدیل به مردانی شجاع و مبارز و متفکر نماید. ( اتفاقی که در فلسطین روی داد و افراد تو سری خور دیروز تبدیل به مبارزان اندیشمند امروز شده اند)
برای نمونه مصر ( با الازهرش) که تا دیروز سروری اعراب را یدک میکشید خوب می داند که سرایت اندیشه ایرانی در جامعه اش چقدر میتواند علاوه بر نابودی جایگاه مصر نظام حکومتی آن را هم دستخوش تغییر کند( البته این اتفاق روی داده و موضع گیری الازهر در برابر تشیع و متهم کردن ایران به ترویج تشیع در مصر، به خاطر گسترش اندیشه شیعه در جامعه مصر است که زنگ خطر تحولات را در مصر به صدا در آورده است.

حالا بیاییم سر اصل موضوع یا همان رویداد( با اینکه هنوز بررسی ها جای کار زیادی دارد و در این ساعت یک نصف شب بیشتر از این حوصله نوشتن نیست)
با بررسی تاریخچه قبل از رویداد( جنگ اسرائیل با حماس) می توانیم بفهمیم که این جنگ بسیار بسیار سرنوشت ساز است( حتی مهم تر از جنگ ۳۳ روزه لبنان) این جنگ چند طرف جنگ دارد که در این جا می شمارم:
۱- اسرائیل و حماس: جنگ می تواند سر کسب امنیت و زمین برای اسرائیل توجیه شود . البته اسرائیل می داند که اگر حماس به همین شکل بزگ و قوی تر شود خطر بسیار بزرگی برای اسرائیل است حتی خطری بزرگتر از حزب الله( در نظر بگیرید که مشکل اصلی اسرائیل فلسطین است نه لبنان)
۲- جنگ ایران و اسرائیل( فرزند نامشروع آمریکا) : حماس یکی از شاخه های اندیشه ی ایرانی در جهان عرب است که با رشد بیشتر نشانی از قدرت نمایی ایران است، با اینکه رابطه ها بیشتر سیاسی نشان داده می شود اما نمی شود احتمال نداد که ایران در تجهیز فکری و اطلاعاتی حماس بیکار نشسته باشد( آمریکا به اسرائیل هر نوع بمب و موشکی بدهد ایران به حماس اطلاعات و طرز ساخت موشک ندهد؟) اسرائیل تلاش دارد با نابودی حماس قدرت ایران در منطقه را کم کند. همان طور که تلاش کرد با نابودی حزب الله این کار را بکند.
۳- ایران و مصر: مصر نماینده حاکمیت عربی در عصر حاضر است. اگر مصر بگوید بله یعنی عربستان و امارات و اردن و … هم گفته اند بلکه. حمایت های شدید مصر از اسرائیل و از طرف دیگر جلوگیری مصر از رسیدن کمک ها به نوار غزه نشان میدهد چشم امید مصر به نابودی حماس به دست اسرائیل است. حتی می توانیم تصور کنیم پیشنهاد این حمله ابتکار مصر بوده که با اعلام طرحش انگیزه حمله را برای اسرائیل به وجود آورده است.

نتیجه گیری آخر انشا:
بخشی از نتیجه گیری برمی گردد به نتیجه این جنگ نا برابر.
اما به راحتی هم نمی شود گفت اگر حماس شکست بخورد و نابود شود اسرائیل پیروز شده ( البته نباید هم بی خود تصور کرد حماس نابود میشود)
برای نتیجه گیری هم کمی سرتان را درد می آورم.
۱ – اول اینکه چه حماس شکست بخورد و نابود شود و یا مجبور به عقب نشینی گردد و چه پیروز شود و اسرائیل را مجبور به عقب نشینی کند، ولوله ای در جهان اسلام به وجود آمده و مردم مسلمان از خواب چند ساله دوباره بیدار شده اند و با دیدن خون مظلومان فلسطین دوباره فریاد کشیده و حاکمانشان را به لعن و نفرین گرفته اند و در مشروعیت حاکمانشان شک کرده اند و شک می کنند. ( جمله پیامبر که هر کس ندای دادخواهی مظلومی را بشنود و دادش نرسد …….)
۲- در نظر داشته باشید نیروهای حماس بسیار ورزیده و آموزش دیده اند و در جنگ زمینی به خوبی می توانند در برابر ارتش اسرائیل ایستادگی کنند و جنگ را طول بدهند که طول کشیدن جنگ فقط به ضرر اسرائیل است و بس. که می تواند اسرائیل را مجبور به آتش بس کند ( بخصوص که کشورهای جهان بخصوص اروپا به اسرائیل فشار می آورد که آتش بس نماید) که در این صورت پیروزی تازه ای برای فلسطینی ها و شکست دوباره ای برای اسرائیل ثبت می شود.
۳ اگر اسرائیل بتواند حماس را نابود کرده و نوار غزه را اشغال کند
□ آخرش یا مجبور است از آن خارج شود که نتیجه اش شکل گیری دوباره حماس است .
□ و یا مجبور است در آن بماند که باعث اشغالگر شناخته شدن اسرائیل می شود که خشم جهان اسلام را بر می انگیزد و مقاومت سنگ در برابر تفنگ را دوباره شگل می دهد.
□ و یا مجبور است غزه را در اختیار حکومت خودگردان بگذارد که نتیجه اش معلوم شدن همدستی محمودعباس با اسرائیل و از بین رفتن اعتماد مردم فلسطین نسبت به او می شود.

البته بعضی ها می توانند فکر کنند برنامه اسرائیل بلند مدت است و میخواهد بعد از نابودی حماس دست به نابودی حزب الله بزند( تا دست های ایران در منطقه را قطع کند) و بعد به خود ایران حمله نماید بدون اینکه از اطرافش ترس و واهمه ای داشته باشد. باید به این تحلیلگران(خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه) عرض کنم یا شما اسرائیال را زیادی گنده فرض کرده اید و یا هم بدتان نمی آید این بلوا و آشوب بزرگتر شود و آمریکا و اسرائیل در جنگی بزرگ گیر بیفتند که نتیجه اش فقط می تواند قوی تر شدن روسیه باشد.

البته مطمئنا در طرح های آمریکا و اسرائیل نابودی ایران هنوز جای مهمی دارد اما آن ها( که در حال ضعیف تر شدن در جامعه جهانی هستند) به این اندیشیده اند که ایران روز به روز دارد قوی تر می شود و دیگر نمی شود با بچه دیروزی که حالا جوان بالغ و قدرتمندی شده مبارزه کرد.

در انتها این ها را نوشتم تا شما فقط به مفهموم تدبر در رویدادها بیشتر بیندیشید و علت بعضی اتفاق ها در امروز را در سالها و قرن ها قبل جستجو نمایید و با جامعیت با رویدادها روبرو شوید تا در درک رویداد عاجز نمانید.
پ ن
۱- خستگی اجازه نمی دهد بیشتر این بنویسم، امروز رفتن به آبکله سر خسته ام کرده و خواب هم امانم را بریده
۲- حوصله بازخوانی و درست کردن غلط های املایی و تایپی را هم ندارم که به بزرگواری خودتان ببخشید و ندیده بگیرید.

یک نظر در ”;ایران(حماس) پیروز می شود یا (دولت های عرب+اسرائیل)“

  1. عمو می‌گه:

    بپا ترورت نکنند تحلیل گر سیاسی … تحلیل قشنگی بود … دلم برات تنگ شده

اضافه کردن نظر